السيد الطباطبائي

107

مجموعه رسائل ( فارسى )

خداى سبحان در اين سخنان خود بدين مطلب اشاره فرموده است كه ارتكاب گناهان حكم يقين را زائل مىكند و از بين مىبرد چنان‌كه مىفرمايد : « وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ » . « 1 » و مىفرمايد : « أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ » . « 2 » بلكه همراه يقين بايستى عمل صالح و كار نيكو باشد تا نتيجه و ثمره دهد و به بار نشيند چنان‌كه خداوند مىفرمايد : « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ » . « 3 » به سر سخن باز مىگرديم و مىگوييم : خداى سبحان ايشان را وعده فرموده است كه حيات آنان را يعنى وجودشان را تبديل مىكند چنان‌كه مىفرمايد : « أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ ، كَمَنْ مَثَلُهُ فِي

--> ( 1 ) . و با آن‌كه پيش نفس خود به يقين دانستند [ معجزهء خداست ] باز از كبر و نخوت و ستمگرى انكار آن كردند ( 2 ) . [ اى رسول ] ما ، مىنگرى آن را كه هواى نفسش را خداى خود قرار داده و او را خدا دانسته ، [ پس از اتمام حجت ] گمراه ساخته و مهر ( قهر ) بر گوش و دل او نهاده است . ( جاثيه ، آيهء 23 ) ( 3 ) . كلمه نيكوى توحيد ( و روح پاك آسمانى ) به سوى خدا بالا رود و عمل خالص آن را بالا برد